محمد على مجاهدى

66

خوشه هاى طلائى ( فارسي )

مشفق كاشانى منتظران به انتظار تو دل بر سر نگاه نشست * كه رُخ نهفتى و جان بر سپند آه نشست به باغ ياد تو تا در شوم به گل چيدن * به شاخسار نظر ، قمرى نگاه نشست تو چون سپيده نتابيده از دريچهء بخت * به دامن سحر ، آيينهء پگاه نشست از آستانهء خورشيدى تو در پرواز * هماى نور كه در آشيان ماه نشست درآ درآ كه مرا درد انتظار تو كشت * بانتظار ، كه اين كشته بىگناه نشست به آب تيغ مگر سر كشد ز گلبُن داغ * قتيل عشق تو چون غنچه عذر خواه نشست